Hossein Monzavi

حسین منزوی

غزل 105

چگونه بال زنم تا به ناكجا كه تويي
بلندمي پرم اما ، نه آن هوا كه تويي

تمام طول خط از نقطه ي كه پر شده است

از ابتدا كه تويي تا به انتها كه تويي

ضمير ها بدل اسم اعظم اند همه

از او و ما كه منم تا من و شما كه تويي

تويي جواب سوال قديم بود و نبود

چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا كه تويي

به عشق معني پيچيده داده اي و به زن

قديم تازه و بي مرز بسته تا كه تويي

به رغم خار مغيلان نه مرد نيم رهم

از اين سغر همه پايان آن خوشا كه تويي

جدا از اين من و ما و رها ز چون و چرا

كسي نشسته در آنسوي ماجرا كه تويي

نهادم آينه اي پيش روي آينه ات

جهان پر از تو و من شد پر از خدا كه تويي

تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده اي

نوشته ها كه تويي نانوشته ها كه تويي

 
Facebook MySpace Twitter Digg Delicious Stumbleupon Google Bookmarks