Maziar Aarefani
مازیار عارفانی
تقدیم به این سه یار دبستانی تازه: مهدی فیض بحر رامین حاجی کریمیان و لاله محمدی
توضیح: قهوه خانه شعری ست در سه بخش ... نه سه شعر مجزا
۱
چند سال پیش رفتیم جنوب و
پدر پانصد تومان داد تا برایش سیگار بگیرم
روی پول نوشتم:
((مرگ بر امریکا))
اما توی یکی از کوچه ها
اشتباهی خرج فاحشه ای شد
اینجا
روی این پول هم یکی به خط شکسته وبد نوشته است
((مرگ بر امریکا))
وقتی که مشت ام را باز می کنم
۲
تور احمد مثل میز رییس بانک مسکن است
مشتری ها با مشت می کوبند توی سرش
می خندند
قهوه چی هم
تور احمد هم بلندتر
بشکن می زند
می رقصد
هم برای مرگ مادرش گریه کرده است
هم برای اعدام صدام
۳)
من توی کار پخش لوازم ارایشی و بهداشتی ام
اما امروز یکی آمد قهوه خانه
زیر گوشم گفت:
((شما آمپول سقط جنین هم می فروشید))
توضیح دادم
((من پنکک کرم پودر ریمل رژلب می فروشم))
وقتی خندید
فهمیدم
اینها را قبلا خریده است

