Saeid Rezvani
سعید رضوانی (سیاووش)
جانپناه
با من
همه هفتاد رنگِ سیاهی نمود و باز
در بخلِ تقدیر،
تا با منی، به تردیدم،
بر سرِ دیوار سیبِ همسایه
نَه، نباید شمرد!
زیستن را
القصّه برگِ بهار است دامنت
در زمهریرِ زمستانِ ماندگار.
در دستم،
آری، طراوتِ دستت خوشا،
ـ آگاه ـ
گر خود هزار سال
دور از امیدِ بهار،
هم جانپناه را شبِ چشمانت
در بیپناهی این روز و روزگار!
آذرِ ۱۳۸۵
Diese E-Mail-Adresse ist gegen Spambots geschützt! JavaScript muss aktiviert werden, damit sie angezeigt werden kann.

