Jalal Khosravi
جلال خسروی
پريود شده بود دريا
رفته بودم بوشهر
كنسرت
برقصم با يونس پيغمبر
برنده ي جايزه نوبل در رشته ي پري اُلوژيِ هر دو
شأن نزول ندارد اشتباهأ به اين روزها
هرچند ترشحات شيرين فمينيستي اَش نزول مي كند از او
سلام گرگ بي طمع نبود برادر يونس !
پري اُلوژيست هاي هر دو جهان با
كوسه ها
نيش زدند
در سفره
غروب در تو
كه 4 +4 بار
روز از
زهدانت
مي افتد و
حوله گرم كرده مادر
بر ميگرن دريا
همان طور كه مثلأ فيدِل
كه شاخه هاي گل
از تخيلِ پر پشت اَش
بر گور
گورباچف
خُب كه خطا بر قلم صنع نرفت آغُا
پري اُلوژيست هاي هر دو جهان باهم
گريسته ام با آب
ماهيان مرده
نخل ها و آدميان را
با خاك
جز جزر و مد آه هيچ در كرانه نبود
آفرين بر اين بار هم كه مثل هر بار كم آورديم
حق با توست
كه تا گردن
و سنگ ها
كه افتاده
مي افتد
هر غروب
از شانه هات
در كوچه .

