|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
محمد رضا نامدارپور (هیوا) www.shorshor.blogfa.com " بسمه هو " بلا نسبت هر چه معاشقه ! پیراهنم که همیشه از پشت ... ! و من که از پشت کوه پشت گوشهای تو افتاد و هر چه غزل بود توی آسیاب سپید کرد ای توی روح هر چه پیراهن ! هر چه غزل ! ... از شیر مرغ تا جانِ ... نه ! به جان هر که دوست داری این در ، دیگر روی پاش ، نمی چرخد و پاشنه یک قمار بزرگ بود سرِ هیچ ! ای توی روح هر چه قمار ! هر چه دود ! که از کُنده مادرت بود نه ! ... نفس نمی کشم اینجا هر چه هواست طعم لبان تو را دارد ! طعم دود ! آش هنوز همان است و کاسه زیر نیم کاسه !
|