Mohammadreza Namdarpour

 

 

 

محمد رضا نامدارپور (هیوا)


 

 

" بسمه هو "

 

بلا نسبت هر چه معاشقه !

پیراهنم که همیشه از پشت ... !

و من که از پشت کوه

پشت گوشهای تو افتاد و

هر چه غزل بود

توی آسیاب سپید کرد

ای توی روح هر چه پیراهن !

هر چه غزل !

...

از شیر مرغ

تا جانِ ...

نه ! به جان هر که دوست داری

این در ،

دیگر روی پاش ، نمی چرخد و

پاشنه یک قمار بزرگ بود

سرِ هیچ !

ای توی روح هر چه قمار !

هر چه دود !

که از کُنده مادرت بود

نه ! ... نفس نمی کشم اینجا هر چه هواست

طعم لبان تو را دارد !

طعم دود !

آش هنوز همان است و کاسه

زیر نیم کاسه !

 
Facebook MySpace Twitter Digg Delicious Stumbleupon Google Bookmarks