|
میترا واحدی
صدای قهر چگونه شد؟! چگونه زمان و زمین در غبار تن آدمی پنهان گشت چگونه شادی آسمان به بزم گردش شب ها و روز بی امان باریدن کرد چگونه شد که شکاف ژرف تیر با خون گرم خدایان پیمان بست... از من مپرس از من مپرس بی گمان گیسوان شاداب پریانی مست در شبنم زلال نرگسان تابنده نخواهد گشت و خوشه های تاک بر پیچش خارستان شراب سرخ نخواهد داد بی گمان، چشمه های گوارا از سینه ی تب آلود خاک نخواهد جوشید من، جاودانه صدای قهر را می شنوم و افسرده در محراب خاموشی سرد در بطن خویش فرو می روم آری من جاودانه صدای قهر را می شنوم... پنجشنبه 29 فروردین ماه 87 دست های من در آینه سیه روزی ها را بر چین های پیشانیم می نگرم این منم! این منم، که این سان شکسته ام آری، خاک بر سر شده ام می دانم، می دانم دهانم را خواهند بست دهان بندی خواند ساخت تا آنچه تداوم جریان حقیقت است مسدود گردد...! اما جسم بی جانم، هنوز بارقه های امید را به دنبال می کشد و هر قطره خون من از بلندای نور بر لجنزار فریب پرتو افشانی می کند و عفریت شوم را نمایان می سازد ابلیس را خواهم کشت ابلیس را خواهم کشت تا، جوانه ها سر از خاک بیرون آرند و زندگی فراگیر شود ناقوس ها به صدا در می آیند و جارچی ها فجر را بانگ خواهند زد و من دست هایم را که سیه کامی های ایام را سپر بود، می فشارم و زنانگی ام را بر هر چه نامردی است می ستایم آری من ایستاده ام و ایستاده خواهم مرد... دوشنبه 27 اسفند ماه 86 خاطره باید مرا پیش آمدی آید به کار باید کهنه صندوق قدیمی را بگذارم حراج باید از آن سودی کنم، مرهمی بگذارم به زخم آخر دل خوش داشتن بر صندوق زیبا چاره درد بی درمان من نیست باید که آستین ها کنم بالا باید که در فکر غذا و آب بر دوش گیرم کهنه ی دلبسته را باید که بفروشم من این صندوق را ای رهگذر، ای مردمان با قیمتی نازل می کنم عرضه این دل بسته کالای قدیمی را صندوقی که مادرم یا که ماردش ترمه و شال و قبای غرق در بوی گلاب می سپرد در بقچه های خاطره ای رهگذر، ای مردمان می سپارم این همه خاطره را دست شما.... 24 دی ماه 1386 تداوم روشنایی توافق من با زندگی در تداوم روشنایی بود گردابهای هراسناک حادثه بلعیدند گیسوان بلند خوشبینی را و در عمق، آنجا که تاریکی را مفهومی نیست موجودات کرم مانندِ جادوی سیاه در هراس از بلعیدن به حیاتی رذیلانه اکتفا دارند و خون آشام زشت بر تختی از صدف های کشتگان حکومت تلخی ها را نمایش می دهد... 8 دی ماه 1385
|